محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

380

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

واژه‌شناسى منيخون : ساكن و مقيم در جايى . حيّات صمّ : مارهايى كه با سر و صدا دور نمىشوند . الماء الكدر : آب آلوده . الطعام الجشب : غذاى بد و ناگوار . المعصوبة : بسته شده . القذى : قطعات ريزى كه در چشم فرو مىرود . الشّجا : آن چه در گلو گير مىكند . لظا : آتش . سنا : تابش . استشعروا : از ريشه « شعار » و نه « شعور » است . اين ريشه معناى علامت مىدهد و در اين جا به معناى پوشانيدن بدن با لباس است . ساختار ادبى نذيرا : حال . معشر العرب : منادى . منيخون : خبر « أنتم » است . على شرّ ، في شرّ ، بين حجارة : همگى متعلق به منيخون هستند . فإذا ليس : « إذا » را از نوع ظرفيه دانسته‌اند ؛ ليكن مناسب‌تر آن است كه فجائيه باشد . دانشمندان نحو درباره « إذا » ى فجائيه گفته‌اند كه هميشه بر سر جمله اسميه مىآيد و در اينجا « ليس » به معناى « لا » است و معناى فعلى ندارد .